دوشنبه دهم تیر 1387
داشتن یا بودن؟
در این عصر بسیاری در سودای داشتن هستند و همگی غافل از بودن !
اساس زندگی بودن است و حضور در عرصه بودن
حضوری که بوی بودن را با خود داشته باشد .
آیا تا به حال از بودن خود و دیگران پرسیده ایم ؟
آیا برای بودن دیگران کاری کرده ایم !؟
چهارشنبه هشتم خرداد 1387
تا شقایق هست زندگی باید کرد..........
چهارشنبه هشتم خرداد 1387
زندگی یعنی چه؟
زندگی یعنی محیط آرام بیمارستان ،دریک ظهر تابستان ،که تازه چشماتو باز کردی ومامان وباباو.... بالای سرت هستن.
زندگی یعنی غان غون کردن ، افتادن پستانک از دستت وگریه کردن.![]()
زندگی یعنی دست وپا زدن، چهاردست وپا رفتن،نشستن، راه رفتن،دویدن وبعضی وقتها افتادن......
زندگی یعنی صبح زود با نوازشهای مامان از خواب پاشدن وآماده شدن برای مهد کودک.![]()
زندگی یعنی دنبال مامان گریه کردن.![]()
زندگی یعنی خوشحالی وقتی مامان یا بابا دنبالت میان از مهد کودک بیارنت خونه...
زندگی یعنی خواب آرام در صندلی عقب ماشین، تا به خونه برسی وبعضی وقتها خیس کردن جات وعصبانیت بابا(که ماشینشو...)![]()
زندگی یعنی سه چرخه سواری در کوچه های اطراف خونه به کمک مامان.
زندگی یعنی جشن تولد،بادکنک،شمع،اسباب بازی وصدای جیغ بچه ها.
زندگی یعنی روز اول مدرسه،بوی مدرسه،بوی کیف ،کتاب ومداد.![]()
زندگی یعنی موقع برگشتن از مدرسه یادت می افته که تغذیه ات رو نخوردی وتو راه می خوری.
زندگی یعنی ترس از خانم معلم وقتی مشقهاتو ننوشتی.
زندگی یعنی خودتو به مریضی بزنی ومدرسه نری.![]()
زندگی یعنی تعطیلات زمستانی،قطع شدن گاز و...
زندگی یعنی خواب صبحگاه ،که هوا هم کمی سرده وگرمای رخت خواب نوازشت می کنه.
زندگی یعنی نوروز و20 روز تفریح وشیرینی وشربت وبه ویژه شکلات.![]()
زندگی یعنی پسته های آجیل را توی جیبت ریختن ومخفیانه خوردن.
زندگی یعنی یک صبح بهاری، که امتحانات کلاس اول دبستانت تموم شده ودیگه کسی ازت نمیخواد مشقهاتو بنویسی.![]()
زندگی یعنی کارتون دیدن، بازیهای کامپیوتری،فوتبال،دوچرخه سواری وشادی.
این معنای زندگی برای یه پسر هفت ساله هست.
واقعا فکر میکنید زندگی غیر از اینه ؟
امروز صبح یه حسی به من گفت که بیام وبنویسم. یعنی انگار کسی اینهارو به من دیکته کرد
سه شنبه هفتم خرداد 1387
بچه ها می آموزند آن طوری باشند که زندگی می کنند
وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.
وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.
وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.
وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.
وقتی با تمسخُر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.
وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.
اما ...
اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.
اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.
اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند.
اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند.
اگر با توافق زتدگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند.
اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند.
اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند.
اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند.
اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند.
اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.
شنبه چهارم خرداد 1387
گذشته را رها کن، به آينده بيانديش
با توجه به آمار تکاندهنده و روبهرشدي که امروزه در مورد شمار مبتلايان به افسردگي وجود دارد، لزوم تغييرات درونيبهمنظور زندگي بهتر و سالمتر و بهره بردن از سلامت جسمي و روحي براي سازندگيمفيدتر جامعه، امري حياتي تلقي ميشود. لذا پول را فراموش کنيد و نگران گذر عمر واز دست رفتن جواني نباشيد. بلکه رفتار و افکار خوشايندي داشته باشيد تا بتوانيدخوشحال باشيد و از نعمت جواني و زندگي لذت ببريد
حتي در دنياي ماشيني امروز نيز بسياري افراد خوشحال هستند و خوب زندگيميکنند. جالب است بدانيد که محققان دريافتهاند که سلامتي و کارايي افراد تا حدزيادي تحت تاثير ويژگيهاي شخصيتي و دروني آنهاست
اين تحقيق10ساله نشان ميدهد که صرف نظر از تغيير در وضعيت تاهل- شغليا محل اقامت افرادي که در سال 1973 روحيه خوبي داشتهاند و خوشحال بودهاند در سال۲۰۰۰نيز روحيه خوبي داشتهاند. در صورتي که در مدت اين دهه اتفاقات خوب يا بدبسياري در زندگيشان رخ داده است
اما نکته اصلي اينجاست که چگونه ميتوان روحيه شاداب و خوي خوشحالداشت؟ چه کساني از ناملايمات زندگي نيز ناراحت و افسرده نميشوند؟
در پاسخ بايد گفت چهار شيوه اصلي و مهم وجود دارد تا افراد خوشحالباشند
- عزت نفسافراد خوشحال، خودرا دوست دارند
در دهه 1980 هيچ موضوعي بهاندازه خود و خويشتن، روان شناسان را مشغولنکرد. بسياري از گزارش ها حاکي از آن است که افراد باعزت نفس بالا، از سلامتيبيشتري برخوردارند و حتي در زندگي خانوادگي ، شغلي و جمعهاي دوستانه نيز رضايتبيشتري دارند. به عبارت ديگر، وقتي افراد خود را ميپذيرند، زندگي و پستي و بلنديهاي آن را نيز ميپذيرند و احساس خوبي در مورد آن دارند
در حال حاضر، داشتن عزت نفس بيشتر، امري محال نيست زيرا بسياري ازکتابها، مقالات و برنامهها در مورد اينکه بهخودمان احترام بگذاريم، تواناييهايخود را تقويت کرده و مثبت بينديشيم و احساس قرباني بودن و بدبختي نکنيم،وجود داردکه ميتوانيم از آنها بهرهمند شويم
بايد گفتار منفي را نيز قطع کنيم. براي اينکه در زندگي به محبت برسيمبايد ابتدا به خودمان علاقه داشته باشيم
در ارزيابي عزت نفس، افراد در شرايط گوناگوني قرار ميگيرند ولي هيچکسنمره صفر نميگيرد زيرا ممکن است عزت نفس ما ضعيف باشد اما در اعماق وجودمان دارايآن هستيم پس بايد آنرا تقويت کنيم. بد نيست بدانيد افرادي که عزت نفس ضعيفي دارند،در کلام خود به جاي عبارت «من خوب فکر ميکنم» ميگويند «گاهي اوقات يا تا حدي خوبفکر ميکنم
از طرف ديگر افرادي که عزت نفس خوبي دارند مايل به برقراري روابط بيشتراجتماعي با ديگران هستند. چنين افرادي در روابط اجتماعي مسئوليتپذير هستند و بيشترسعي ميکنند کارهاي مثبت انجام دهند زيرا خود را مسئول و پاسخگوي کردارشانميدانند. بيشتر به موفقيت فکر ميکنند تا شکست. بههمين دليل مرتب از خودنميپرسند: «مگر من چه کردهام که مستحق چنين مشکلي باشم ؟» زيرا ميدانند کهگفتار و رفتارشان پيامد و عواقبي دارد پس تمايل دارند کارهايي انجام دهند کهپيامدهاي مثبت داشته باشد تا در انتها پشيمان نشوند
البته بسياري افراد نيز خود را بهتر از متوسط ميبينند ودرقضاوتهايشان نسبت به رفتار گذشتهشان همواره خود را محق مي دانند که اين امر نبايدبا عزت نفس اشتباه گرفته شود. ما بايد بتوانيم به عقايد و نظرات ديگران احترامبگذاريم و در مواردي نيز با افراد آگاهتر از خودمان مشورت نماييم. زيرا در غيراينصورت فقط خود را کامل ميپنداريم و هيچ حرکت و رفتار مغاير به تمايل خود را نخواهيمپذيرفت که خود اين موضوع نيز ميتواند منجر به افسردگي و ياس شود
مرتب خود را با ديگراني که از نظر خانوادگي، درآمد و تحصيل از شمابالاتر هستند مقايسه نکنيد بلکه سعي کنيد با اميد به خدا و تکيه بر تواناييهايتانخود را باور کرده و به سمت کمال حرکت نماييد
نهايتاً اين که
|
عزت نفس بايد مثبت و واقعگرايانهباشد، زيرا بر مبناي دستاوردهاي واقعي افراد شکل ميگيرد. بايد واقعيت آنچه هستيمبپذيريم تا احساس خوبي داشتهباشيم |
- خوشبينيافراد خوشحال،اميدوار هستند
چنانچه موافق باشيد که «همه افراد شانس کافي براي انجام تقريباً همهکارها دارند» اميدوار هستيد. وقتي به کار جديد دست ميزنيد، انتظار موفقيت داشتهباشيد نه شکست. بهعبارت ديگر، وقتي به يک ليوان نصفه نگاه ميکنيد، نيمه پر آن راببينيد، تا خوشحالتر باشيد
در ضمن افراد خوشبين، سالمتر هستند. آنها در مواجهه با مشکلاتنميگويند:«در جايي اشتباه کردم اما سعي ميکنم دوباره همه چيز را درست کنم.» چنينافرادي کمتر آسيبپذيرند و نسبت به بيماريها نيز قويتر هستند. چنين افرادي حتيدر مراحل گوناگون بيماري نيز آثار خفيفتر از خود بروز ميدهند در صورتي که افرادبدبين با يک بيماري نه چندان جدي نيز از پا ميافتند
وقتي ميخواهيد کاري را انجام دهيد- اگر خوشبين باشيد- حتي موانعموجود را نيز فرصتي براي يافتن راهي جديدتر و بهتر تلقي ميکنيد
اگر خوشبين باشيد به جاي «نه» بيشتر ميگوييد "بله"
در اين بخش نيز لازم بهذکر است که واقعبين باشيد و اهداف محال وغيرقابل دسترس براي خود تعيين نکنيد تا با نرسيدن به آنها انگيزه لازم و کافي رابراي ادامه از دست بدهيد
بسياري افراد حتي در مورد ازدواج نيز چنان روياپردازي ميکنند که باعدم تحقيق هر مورد احساس شکست در ازدواج و بدبختي ميکنند
|
بايد به اندازه کافي خوشبين بود تابتوان حرکت کرد و به اندازهاي واقعگرا بود که افکار و رفتار را کنترل نمود و بههر کاري دست نزد |
- برونگراييافراد خوشحال،در خود نميمانند
مطالعات گوناگون حاکي از آن هستند که افراد برونگرا و اجتماعي افراديهستند که رضايت بيشتري از زندگي داشته و خوشحالترند. البته بخشي از برونگراييمربوط به ذات و خلق وخوي افراد است. بدينمعنا که، برخي ذاتاً شادابتر و گرمترميباشند. آنها با وارد شدن به اتاقي که پر از افراد گوناگون است به راحتي واردشده و خود را معرفي کرده و با افراد صميمانه برخورد ميکنند. بدين صورت بهتر همپذيرفته ميشوند
اما اين مسئله تا حدي هم اکتسابي است و افراد درونگرا نيز ميتوانندبا تمرين، آداب اجتماعي را بهتر و بيشتر بهجاي آورند. ديگران را دوست بدارند ودوست داشته شوند
چنين تفکري بهتحقق تجربههاي مطلوبتر کمک ميکند. گويي طبيعت وروزگار نيز افراد برونگرا را بيشتر حمايت ميکند. چنين افرادي راحتتر ازدواجميکنند. احتمال اينکه شغل بهتري پيدا کنند و دوستان صميمي داشته باشند ،بيشتراست
برون گرايان بيشتر با مردم در تعامل بوده و دوستان بيشتري دارند. درفعاليتهاي اجتماعي نيز بيشتر شرکت کرده و شايد همين مورد برخورد با افراد گوناگون، فرصتهاي مختلفي را برايشان ايجاد ميکند
کنترل شخصيافراد خوشحالمعتقدند که :خودشان قادر به انتخاب سرنوشت خود هستند
تحقيقات حاکي از اين است که احساس قوي کنترل بر امور شخصي در افراد،بيش از هر عامل ديگري موجب بروز احساست مثبت و حس رضايت از زندگي و خوشحاليميباشد
اگر دقت کرده باشيد برخي افراد به اين عبارات فکر کرده و آنها را بيانميکنند: «من نقشي در خوشبختي يا بدبختي خود ندارم» يا «زندگي مرا با خود برده و مننميتوانم در جهتي که ميروم دخالت کنم» يا «جهان فقط به کام برخي افراد قدرتمنداست
چنين عباراتي نمايانگر احساس عجز فرد ميباشد و در نتيجه استرس بيشترو ناکامي در زندگي نيز از پيامدهاي آن خواهد بود
در مقابل افرادي که احساس کنترل بر امور شخصي و خويشتن دارند از سلامتجسمي و روحي بيشتري نيز برخوردارند. از حق انتخاب خود در زندگي لذت برده و 93درصدآنها افرادي فعال، آگاه و خوشحال هستند. چرا که اين احساس کنترل همواره با نوعيمديريت در امور همراه است و اين مديريت با مديريت زمان همراه شده و زماني که فردحداکثر استفاده را از زمان خود ميکند، بديهي است که نتيجه بهتري هم ميگيرد و بهدستاوردهاي بيشتري ميرسد که موجب اعتماد به نفس بيشتر و خوشحالي اوميباشد
- نهايتاً چگونه خوشحالباشيم؟
تاکنون به اندازه کافي گفته شد که خوشحالي بهدنبال احساس عزت نفسپديد ميآيد و خوشبيني نيز در اين ميان نقش قابل توجهي ايفا ميکند. اما اينکه مابايد خود را تقويت کنيم، مورد ديگري است
نخسيتن گام اين است که خود را مسئول اتفاقات و مسائلي که برايمان رخميدهد بدانيم. بدين ترتيب براي بهتر شدنشان تلاش ميکنيم و موقعيت خود را در جهانهستي ارتقا ميدهيم
شايد جالب باشد که بدانيد، تحقيقات نشان ميدهد اکثر افراد موفق دردوران کودکي با مشکلات بسياري روبه رو بودهاند. همين مشکلات انگيزهاي به آنهاداده که بخواهند سرنوشت خود را بهدست گيرند و در اين راه از تمام توان خود استفادهکنند. بدين ترتيب قابليتها و شايستگيهاي آنان شکوفا شده و بهتدريج موفقشدهاند
پس به ياد داشته باشيد که انگيزه، ثبات، توسعه فکر و انديشه، توافق ،مصالحه و آگاهي از جمله عوامل تأثير گذارند
بايد بپذيريم که قدرت تأثير بر سرنوشت خود را داريم. حداقل ميتوانيمحضور اجتماعي خود را موثرتر و مطلوبتر گردانيم
|
ما شايد محصول گذشته خود باشيم، اماآنچه ميتوانيم توليد کرده و به وجود آوريم، آيندهاست |
شخصيت انسان مانند رنگ چشم برنامهريزي نشده تا هرگز قابل تغيير نباشدپس حرکت کنيد و مطمئن باشيد با وجود تمام محدوديتهايي که در زندگي هر يک از ماوجود دارد، ميتوانيم انتخاب کنيم و بهتر و موثرتر بينديشيم و زندگيکنيم
راستی
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387
داوطلبان کنکور کاردانی فنی و حرفه ای حتما بخوانید
|
هنرجویان فنی وکاردانش، ابتدا به حسن انتخاب شما برای انتخاب رشته فنی برای تحصیل تبریک می گوییم. . با توجه به پیشرفت صنعتی کشور عزیزمان شما اینده سازان با یک برنامه جامع و مدون می توانید اینده تحصیلی و حتی شغلی خود را تضمین کنید و فردا یکی از پایه های محکم صنعت کشور باشید. از فردا درس خواندن را با یک شیوه جدید و نوین و با لذت اغاز نمایید. . تجربه ثابت کرده که درس خواندن در یک محیط شاد و دوستانه و با بهره گیری از جدید ترین شیوه های تدریس تاثیر بسزایی در یادگیری داشته و حتی هنر جو و دانش اموزی که علاقه ای به درس ندارد به درس خواندن مشتاق می شود . اگر درس را بصورت استاندارد و علمی و عمقی پی بگیرید خودتان هم به این نتیجه می رسید که درس خواندن بالاترین لذت است و در عین حال که اینده خود را تضمین می کنید از درس خواندن خسته نمی شوید. اگر شما فکر می کنید که درس خواندن و درس نخواندن در اینده شغلی و حتی زندگی خصوصی شما هیچ تاثیری ندارد سخت در اشتباهید. ما برای اثبات ادعای خود به شما پیشنهاد می کنیم که در یکی از شرکت ها و یا کارخانجات مرتبط به رشته خود برای مدت کوتاهی مشغول به کار شوید و یا حتی به انجا سری بزنید و در همین زمینه تحقیق کنیدتا ان موقع تفاوت ها را احساس کنید و به اشتباه خود پی ببرید. امروز هم دیر نشده با هر سطح سواد و بار علمی می توانید گذشته خود را جبران کنید ولی فردا دیر است. از همین امروز برنامه ریزی را شروع کنید. در کنکور امسال از ۳ تا۱۵ اردیبهشت ماه ثبت نام کنید. هر سوالی داشتید من در خدمت شماها هستم. زمان كنكور كارداني پيوسته دانشكده هاي فني و حرفه اي و كارودانش اعلام شد طبق اخبار سايت سازمان سنجش به آدرس [url]www.sanjesh.org[/url] زمان كنكور كارداني پيوسته دانشكده هاي فني و
حرفه اي و كارودانش در روز پنجشنبه 5 مرداد ماه در كليه حوزه هاي اعلام شده (در زمان مقرر كه حدودا 3 و 4 مرداد است) مي باشد آرزوی موفقیت برایتان دارم.................. |
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387
پیام استاد شهریار به انیشتین
اينشتين يک سلام ناشناس ، البته مي بخشي
روان در سايه روشن هاي يک مهتاب خیالي
نسيم شرق مي آيد شکنج طره ها افشان
فشرده زير بازشاخه هاي نرگس و مريم
از آنهايي که در سعديه شيراز مي رويند
زچين و موج درياها و پيچ و تاب جنگل ها
روان مي آيد و صبح سحر خواهد به سر کوبيد
در خلوتسراي قصر سلطان رياضي را
*****
درون کاخ استغنا ، فراز تخت انديشه
سر از زانوي استغراق خود بردار
به اين مهمان ، که بي هنگام و ناخوانده است ، در بگشا
اجازت ده که با دست لطيف خويش بنوازد
به نرمي چين پيشاني افکار بلندت را
به آن ابريشم انديشه هايت شانه خواهد زد
*****
نبوغ شعر مشرق نيز با آيين درويشي
به کف جام شرابي از سبوي حافظ و خيام
به دنبال نسيم از در رسيده مي زند زانو
که بوسد پير حکمت داناي مغرب را
*****
اينشتين آفرين بر تو
خلاء با سرعت نوري که داري در نورديدي
زمان در جاودان پي شد مکان در لامکان طي شد
حيات جاودان کز درک بيرون بود پيدا شد
بهشت روح علوي که دين مي گفت جز اين نيست
تو با هم آشتي دادي جهان دين و دانش را
اينشتين ناز شست تو
نشان دادي که جرم و جسم چيزي جز انرژي نيست
اتم تا مي شکافد جزو جمع عالم بالاست
به چشم موشکاف اهل عرفان و تصوف نيز
جهان ما حباب روي چين آب را ماند
من ناخوانده دفتر هم که طفل مکتب عشقم
جهان جسم موجي از از جهان روح مي بينم
اصالت نيست در ماده
****
اينشتين صد هزار احسن ، وليکن صد هزار افسوس
حريف از کشف الهام تو دارد بمب مي سازد
اينشتين اژدهاي جنگ
جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد
دگر پيمانه عمر جهان لبريز خواهد شد
دگر عشق و محبت با طبيعت قهر خواهد کرد
چه مي گويم ؟
مگر مهر و وفا محکوم اضمحلال خواهد بود؟
مگر آه سحر خيزان سوي گردون نخواهد شد ؟
مگر يک مادر از دل «واي فرزندم » نخواهد گفت؟
****
اينشتين بغض دارم در گلو دستم به دامانت
نبوغ خود به کار التيام زخم انسان کن
سراين ناجوانمردان سنگين دل به راه آور
نژاد و کيش و مليت يکي کن اي بزرگ استاد
زمين يک پايتخت امپراطوري وجدان کن
تفوق در جهان قائل مشو جز علم وتقوي را
****
اينشتين نامي از ايران ويران هم شنيدستي؟
حکيما محترم مي دار مهد ابن سينا را
به اين وحشي تمدن گوشزد کن حرمت ما را
اينشتين پا فراتر نه جهان عقل را هم طي کن
کنار هم ببين موسي و عيسي و محمد را
کليد عشق را بردار و حل اين معما کن
و گر شد از زبان علم اين قفل کهن واکن
اينشتين باز هم بالا
خدا را نيز پيدا کن


